مقاله کمدی الهی در ادبیات جهان
تقریباً تمام محققین عالم ادب مغرب زمین دانته را یکی از سه شاعری شمردهاند که اعظم شعرای جهان لقب دارند. این سه تن عبارتند از: «همر، دانته و شکسپیر» و بیست سال پیش که مراسم هزارة فردوسی در جهان برپاشد حضار اظهار عقیده کردند که فردوسی نیز یکی از آن جمع است تا این چهار شاعر ارکان اربعه ادب جهان باشند.
عنوان : مقاله کمدی الهی در ادبیات جهان
این فایل یا فرمت word و آماده پرینت می باشد
فهرست مطالب
مقدمه ۴
زندگی دانته ۵
آثار دانته ۷
کمدی الهی ۸
نخستین زبانی که کمدی الهی بدان ترجمه شده است اسپانیایی بوده است. از زمان دانته به بعد علاوه بر محققین و دانشمندان که به تفسیر این کتاب پرداختند و علاوه بردانته شناسان که مأموریت یافتند هفتهای یک بار کمدی الهی را در کلیساها و مراکز عمومیو میدانها برای مردم معنی کنند نقاشان و مجسمهسازان بزرگی نظیر«بوتیچلی» نقاش بزرگ قرن 15 مقارن با دوران رنسانس و «ویلیام بلیک» شاعر و هنرمند بزرگ انگلیسی قرن 18 و نقاشانی چون «دلاکروا» و نقاش و حجار بزرگ قرن 19 فرانسه «گوستاودوره» نیز بی کار ننشسته و آثار بسیار زیادی دربارة کمدی الهی خلق کردند حتی در کلیسای جلفای اصفهان هم تابلویی از دوزخ است که به احتمال زیاد از دوزخ دانته الهام گرفته شده است.
از نظر غربیان مقام دانته چنان بلند است که غالباً پایان دوران قرون وسطی را از زمانی میدانند که کمدی الهی این شاعر نوشته شده است و این دوره را دوران فروغ رنسانس میدانند.
همچنین نظریات جالبی در مورد کمدی الهی از جانب بزرگان ادب جهان وجود دارد که از جمله آن میتوان به نظر « شاتوبریان» نویسنده بزرگ فرانسوی اشاره کرد که میگوید: « از این توده در آمیخته و فشرده استعارات و تمثیلات قرون وسطائی که با مقیاس ذوق امروزی ما به نظر ثقیل و غیر قابل هضم میآید قاعدتاَ باید اثری خسته کننده و ملالانگیز پدید آید ولی از همین مجموع با دست دانته یکی از بزرگترین شاهکارهای ادبیات جهان پدید آمده است.»
و یا « ادگارکنیه» فیلسوف و مورخ معروف فرانسوی میگوید:
« کمدی الهی اودیسه جهان مسیحیت است. سفر نوع انسان است به دیار ابدیت و راهی است که از آدمیشروع میشود و به خداوند پایان مییابد.»
زندگی دانته
دانته آلیگیری در ماه مه سال 1265 در شهر فلورانس به دنیا آمد، دوران کودکی خود را در محیط بسیار آشفته که حاصل جنگهای داخلی بین دو گروه « گوئلفی» ( طرفدار پاپ آزادی ایتالیا از نفوذ آلمان بودند که خاندان دانته هم از این گروه بودند) و « گیبلینی» ( طرفدار امپراطوری مقدس رم و ژرمن بود، ) گذراند.
از تحصیلات اولیه او اطلاعات چندانی در دست نیست. ظاهراَ وی در دانشگاه « بولوینا» که در آن عصر شهرت خاص داشت و نیز در دارالتعلیم فرقه مذهبی « برادران کهتر» ( برادران روحانی فقیر) در شهر سانتا کروچه تحصیل کرد وی قسمت عمدة رشد فکری و فلسفی خود را مرهون دانشمند بزرگی بنام « برونتولاتینی» بود.
در دوران کودکی عاشق دختری به نام « بئاتریس» شد و همین دختر راهنمای سفر دانته به بهشت بود ده سال بعد وی نخستین نغمههای عاشقانه خود را به خاطر این دختر سرود. ولی این عشق تا آخر به صورت افلاطونی باقی ماند. زیرا بئاتریس با مردی دیگر ازدواج کرد و اندکی بعد در سال 1290 در 24 سالگی مرد. این مرگ نابهنگام روح دانته را تکان داد و او را که هنوز شاعری تازه کار بود چنان آماده شاعری کرد که عاقبت بصورت یکی از بزرگترین شاعران تاریخ جهانش درآورد.
در سال 1293 وی شاعر مشهوری شده بود و یکی از رهبران مکتب ادبی به نام « سبک ملایم نو» به شمار میرفت این سبک شبیه سبک رمانیتک قرن نوزدهم طرفدار بیان احساسات و عواطف قبلی بود.
دانته در سن سیسالگی به فعالیتهای سیاسی پرداخت و به علت مخالفتهایی که با پاپ انجام داده بود تبعید و از فلورانس رانده شد و به شهرهای مختلفی سفر کرد ولی آخرین منزل این سفر غربت 20 ساله شهر « راونا» بود و دانته در همین شهر تا سال 1321 اقامت کرد و سرانجام در همین سال در سن 56 سالگی دار فانی را وداع گفت.
آثار دانته
به جزء کمدی الهی که اثر برجسته دانته است و در صفحات بعدی درباره آن توضیح داده خواهد شد وی چندین اثر منظوم و منثور دیگر دارد که بعضی از آنها به لاتین و بعضی دیگر به ایتالیایی نوشته شده که اسامیآنها بدین قرار است:
زندگانی نو، ضیافت، سلطنت، آهنگها
کمدی الهی
کمدی الهی که از بزرگترین آثار دانته و شاهکارهای ایتالیا محصول غربت بیست ساله و دربدری دانته است، خود دانته این کتاب را فقط کمدی نامیده و لقب الهی در حدود سه قرن بعد یعنی در قرن شانزدهم میلادی به آن اضافه شده است. اطلاق کلمة کمدی بدان معنی که ما امروزه از آن استفاده میکنیم نیست خود دانته توضیح میدهد : « کمدی یعنی اثری با سبک عامیانه، زیرا کمدی ماجرایی است که بد شروع میشود و به حسن عاقبت پایان مییابد.»
این مجموعه بطور کلی شامل صد سرود است به طوریکه قسمتهای سه گانه آن یعنی دوزخ و بهشت به سی وسه سرود تقسیم میشود به اضافة سرود اول دوزخ که در حقیقت مقدمهای بر تمام « کمدی الهی» به شمار میرود. هر سرود به بندهای سه مصراعی تقسیم شده و به صورت متفاوت از صدوده تا صدو شصت مصراع را شامل میشود.
دوزخ و بهشت و برزخ هر کدام شامل ده طبهاند که عبارتند از: طبقات نه گانه جهنم ( با ضافه طبقه مقدماتی آن)، طبقات هفتگانه برزخ ( با ضمانه جزیره برزخ، و طبقه مقدماتی و بهشت زمینی) و طبقات نه گانه بهشت ( باضافه عرض اعلی). بنابراین دانته بطور کلی 30 طبقه را از اول تا به آخر سفر خود طی میکند.
اصولاَ در سراسر این کتاب دورقم 3 و 10 که اولیمظهر « تثلیث» مسیحی و دومیمظهر « واحد» مقیاس یعنی وحدت است اهمیت خاص دارد« کتاب به 3 جلد تقسیم شده و هر جلد 33 سرود دارد و هر سرود به صورت بندهای سه بیتی تدوین شده است و از آنجا که بئاتریس یعنی مظهر عشق پا به میدان میگذارد تا به آخر کتاب 33 سرود فاصله است و سفر آن جهانی دانته در عرض ده روز صورت میگیرد.
سراسر این مجموعه شرح سفری است که از راهی دراز و پر از موانع و مشکلات وادی گناه شروع میشود که در آخر به سرمنزل رستگاری معنوی میرسد و در حقیقت جهاد با نفس است.
در کمدی الهی مسافر خطاکار ( انسان) این سفر را نخست به راهنمایی عقل(ویرژیل) و بعد به راهنمایی عشق( بئاتریس) انجام میدهد. نخستین شرط این سفر اقرار به گناه و توجه به زشتی خطاست در این مرحله که دوزخ کمدی الهی است مسافر از وادی گناه میگذرد و به خطای خود پیمیبرد مرحله دوم ، مرحله پشیمانی است و توبه و فراموشی گناه و این قسمت برزخ است مرحله سوم، راه سربالایی و سخت ولی خوش سرانجام که رستگاری است و راهنمای بزرگی به نام عشق دارد که این مرحله بهشت است.
قسمت اول سفر دانته در زیر زمین یعنی در ظلمات است که مربوط به دوزخ میباشد. دوزخ دانته در زیر قشر زمین است و به نقطة مرکزی کره خاک پایان مییابد که محل شیطان است.
خصوصیت دوزخ دانته در این است که در دوزخ او ناامیدی و محرومیت ابدی وجود دارد و تمام گناهان و گناهکاران روی بدین دوزخ دارند و هر چقدر گناهانشان بیشتر باشد در قسمت پایینتری قرار میگیردند و در آخر هم نوبت به یهودا میرسد که در کام شیطان است.
گناهکاران برحسب انواع مختلف گناهانی که انجام داده اند بدست انواع کیفرها سپرده شدهاند که سختترین آنها از نظر دانته سرمای ابدی ظلمات مطلق است بدین ترتیب ازلحاظ طبقهبندی کلی دوزخ دانته با دوزخ ما مسلمانان تفاوت چندانی ندارد ، فقط دوزخ دانته 9 طبقه است ولی دوزخ ما 7 طبقه دارد اما از نظر عذابها و کیفرها تفاوت بارزی مشاهده میشود بطوریکه در جهنم ما سخترین وسیله عذاب آتش است ولی در دوزخ دانته آتش جزو سختترین عذابها نیست.
به طورکلی 5 طبقه اول دوزخ دانته « دوزخ علیا» نام دارد و در آن گناهکارانی جای دارند که بار کمتری از خطا را بر دوش دارند که شامل:
طبقه اول، بی تکلیفان، طبقه دوم، شهوترانان، طبقه سوم، شکمپرستان، طبقه چهارم، خسیسان و اسرافکا ران ، طبقه پنجم ، تند خویان
از طبقه 6 به بعد « دوزخ سفلی» آغاز میشود که شامل گناهانی است که با سوء نیت ( با علم به بدی) انجام میشود:
طبقه ششم: اهل خشونت و ارباب حیله، طبقه هفتم، راهزنان، شاهان ستمگر، خودکشی کنندگان ، کفرگویان.رباخواران .
طبقه هشتم و نهم جزو سختترین طبقات دوزخ است به طوریکه طبقه هشتم مخصوص چاپلوسان ناموس دزدان مال خواران، غیبگویان، جادوگران، رشوهخواران، دزدان، جعالان و طبقه نهم مخصوص خائنین به وطن، خائنین به اصل فرزندی و ولینعمتها و خائنین به اصول مهمانداری میباشد.
دانته بعد از عبور از این مرحله دوزخ را ترک میکند و به همراه ویرژیل به برزخ میرود که مرحله بین گناه و طهارت است و در آنجا خود را به آب پشیمانی و توبه میشویند.
دانته پس از خروج از دوزخ وارد کوره راهی باریک و دراز میشود و عاقبت از آن سوی کره زمین سردر میآورد و آسمان پر ستاره را بالای سرخود میبیند و سفر 3 روزة خود را در برزخ شروع میکند. دانته برزخ را حدفاصل بین دوزه و بهشت یعنی گناه و رستگاری میداند.
کوه برزخ دانته شکل مخروطی دارد که هرچه رو به بالا میرود باریکتر میشود. این کوه شامل سه قسمت مجزا است که عبارتند از: منطقه مقدماتی، برزخ اصلی، بهشت زمینی.
منطقه مقدماتی شامل قسمت سفلای دامنه کوه است که بسیار سخت و ناهموار است و در اینجا ارواحی کفاره میبینند که پیش از مرگ در آخرین لحظات توبه کردهاند و از دوزخ نجات یافتهاند و به موجب قانون «تاوان» که قانون برزخ و دوزخ است باید سی برابر مدتی که با خداوند عناد داشتهاند دراینجا بیتکلیف باقی بمانند تا حق ورود به برزخ اصلی و همچنین کفاره گناهان خود را بدهند.
همچنین دراین منطقه، فضای سرسبزی وجود دارد که درة پادشاهان نامیده میشود که درآن گناهکاران ممتاز وجود دارند که همر، ارسطو، افلاطون و ابنسینا و سایر حکیمان و خردمندان در آنجا جای دارند، بعد از این منطقه برزخ اصلی شروع میشود که شامل 7 طبقه است که به وسیله جادههایی که مانند حلقه دور تا دور کوه کنده شده است به هم ربط دارند و درهرطبقه گروهی از ارواح کفاره گناهان خود را میدهند. در برزخ دانته برخلاف دوزخش ارواح را به صورت جاودانه باقی نمیمانند بلکه پس ازطی کفارة خود به قسمت بالاتر میروند و جای خود را به دیگران میدهند.
هرکدام از این طبقات به وسیله پلکان باریکی به هم مرتبط هستند که درکنار هرکدام از این پلکانها فرشتهای به صورت نگهبان وجود دارد.
مدخل اصلی برزخ در کوچکی است که همان بهشت است زیرا در کمدی دانته بهشت در ندارد در صورتیکه مسیحیان به طور واضح به دروازة بهشت که توسط پطروس رسول که از طرف عیسی کلیددار است اشاره شده (انجیل متی). همچنین« درِ»، برزخ برخلاف دوزخ کوچک است و دلیل اختلاف آن کاملاَ روشن است چون در گناه برای آدمیهمیشه گشوده است (یعنی آسان میتوان گناه کرد) اما گذشتن از در رستگاری و صفای روح بسیار مشکل است.
بعد از طی طبقات هفتگانه دانته و ویرژیل وارد بهشت زمینی میشوند که در قله کوه برزخ است که همان بهشت معروفی است که آدم و حوا در آن بودند و شیطان آنها را وادار به چیدن میوة درخت ممنوعه کرد. دانته در این بهشت با منظرة عبور گردونهای فروزان و زنان و مردان مختلفی مواجه میشود (ازنظر سمبلیک این قسمت قویترین فصل کمدی الهی است) که بدست شیری بالدار (مظهر مسیح) رانده میشود بعد از این صحنه دانته بدست فرشته نگهبان از آب جویبار فراموشی و خاطره مینوشد، آنگاه همراه بئاتریس (نیروی عشق و ایمان و خلوص) رهسپار افلاک یا بهشت آسمانی میشود.
]کلمه برزخ در آئین مانوی بوده و از طریق آنها به مسیحیان رسیده است، این آئین ترکیبی از اصول ایرانی، هندی و مسیحی است و در آن موضوع تصفیه و تطهیر روح بیش از صعود به بهشت اهمیت دارد. طبق معتقدات این آیین همه ارواح قبل از بازگشت به آسمان که محل اصلی زندگی آنها است باید درماه توقف کنند و جسم خود را در آب از آلایشهای مادی و جسمانی پاک کنند و بعد به خورشید بروند واین باروح خود را در آتش پاک کنند و پس از آنکه دراین زندگی آسمانی و زمینی توقف کردند و از هرگونه آلودگی پاک شدند به آسمان بروند
مقاله شرح مختصری از شاهنامه
گزیده حاضر نگاهی دارد به ده عنوان کتاب، که طی چند سال اخیر پیرامون فردوسی و شاهنامه انتشار یافته است، ذکر یک نکته اینجا ضروری می نماید و آن اینکه اگر مشت را نمونة خروار بدانیم باید بر افول شاهنامه ؟؟معاصر گریست، چرا که منابعی که ما به صورت تلخیص ذکر کرده ایم یا مشاهدة دیگر عناوینی که این تحقیق بهانه ای شد تا مطالعه شود و در اینجا نیامده است این سؤال را در ذهن ایجاد می کند که راستی ماچقدر در کنه مطالب شاهنامه غور کرده ایم و به چه میزان «جزره رمز معنی برده ایم» و راستی آیا حق شاهنامه و فردوسی این است؟
عنوان : مقاله شرح مختصری از شاهنامه
این فایل یا فرمت word و آماده پرینت می باشد
فهرست مطالب
مقدمه ۳
پایان بلور کلام فردوسی ۱۱
پایان قرآن و حدیث در شاهنامه ۱۴
حماسهی ایران ۱۴
پایان هزارههای آشوب ۱۷
پایان فرهنگ آرایههای شاهنامه ۱۹
پایان فردوسی رمان تاریخی ۲۱
پایان ادبیات تطبیقی و شعر کلاسیک فارسی ۲۳
پایان خاک پی حیدر ۲۵
فهرست منابع ۳۴
مقدمه
سالهای سال است که از مرگ خداوندگار خرد و آگاهی می گذرد، سالهای سال است که حکیم بزرگ توس رخ در نقاب خاک کشیده است و جان نورانیش را به عالم بالا پرواز داده است، اما همانگونه که خود می گوید «نمیرم از این پس که من زنده ام… گواهی که نمرده است و هنوز هر ایرانی آزاده ای با شنیدن سخن نغزش جانی تازه می گیرد و اندیشة بلند و نیکش را ستایش می کند.
گاهی تألیفاتی مشاهده می شود که انسان از این که حتی نام فردوسی بر پشت آنها حک شده است شرمسار می شود. به امید روزی که شاهنامه پژوهی بی هیچ غرضی در خدمت تجلی اندیشه والای فردوسی درآید.
این اثر مقدمه مترجم، پیشگفتار و مقدمه مولف و نه فصل را شامل میگردد. در مقدمة مترجم، او پس از توضیحی کوتاه پیرامون فردوسی و شاهنامه به شیوهی پژوهش پروفسور بویدسن اشاره میکند و بیان میدارد که او معتقدست اتکا به منابع مکتوب به تنهایی نمیتواند ما را به شاهنامهی فردوسی رهنمون گردد. منابع شفاهی گرفته و خود روایات را حسین اجرای نقالی دیده و شنیده است.
در پیشگفتار، اینگونه بیان میکند که موضوع اساسی کتاب این است: که «چگونه میتوان یک شکل از ادبیات کلاسیک را تداوم یک سنت شفاهی پیشین دانست؟» دیویدسن معتقدست که شاعر در این کتاب در حقیقت به مفهوم پادشاهی اعتبار میبخشد بدینصورت که شاعر پا پروردن و اعتبار بخشیدن به پهلوان در مقدمه شاعر (که خود فردوسی ست) و پهلوان (رستم، کسیکه ذدر ذهن ما شخصیتهای حماسی و اساطیری را تداعی مینماید) را محور اصلی کتاب حاضر بر میشمرد.
نویسنده معتقدست که منظور اصلی این کتاب نه زندگی نامهی شخصی فردوسی است و نه «تاریخی» که میتوان از خلال شاهنامه نگاشت. بلکه منظور شعریست که زندگی شاعر نمونهی آن است و داستانیست که شاعر روایت مینماید آن هم شعری که آمیزهای است از تاریخ و اسطوره.
در مورد رستم با شخصیتی روبرو هستیم که مخلوق شاعرانهای از نوع اساطیر به نظر میآید، نه یک واقعیت تاریخی.
همچنین نویسنده اذعان میدارد که در این تحقیق نظری مخالف نظر نولد که و سایر متخصصان ایران شناسی که روایات رستم را خارجی و یا داخل شده در سنت پادشاهان میدانند – مطرح میگردد.
در ادامهی مقدمه با نگاهی اجمالی به نکات برجستهی چهار سلسلهی امپراتوری ایران قبل از اسلام یعنی پیش ادیان، کیانیان، اشکانیان و ساسانی بیان میکند که دو سلسلهی اول، بخصوص اول، ریشه در اساطیر دارند و دود درمان بعدی، تاریخیاند.
در فصل یک، پیرامون اعتبار فردوسی که خالق تنها حماسه ملی معتبر ایران است به بحث میپردازد و به سخت ژول مول در این باره اشاره مینماید که ماهیت شاعر و پهوان را نشان میدهد. ژول مول مینویسد: فردوسی چنان تجلیلی از زندگی رستم کرده است که دیگر هیچ نویسنده ایرانی نمیتواند پس از او اینگونه در این باره قلم بزند.
«فصل دوم دربارهی « اعتبار شاهنامه فردوسی» است. و در اثبات اعتبار شاهنامه شاعر و پهلوان به بقای آن استدلال مینماید و معتقدست که برای مشخص شدن برتری فردوسی بر سایر سرایندگان حماسه ملی نیازی نیست ضوابط امروزی شعری خود را به کار گیریم بقای شاهنامهی فردوسی نشانهای روشن بر برتری فردوسی و شاهنامهاش بر سایر شاهنامههاست و بقای آن باعث شد، تا هیچ کس برای بازگویی روایت شاهنامه طبع آزمایی نکند.
«میراث شعر شفاهی» فردوسی فصل سوم را تشکیل میدهد. در این فصل مولف بیان میکند که شاهنامهی فردوسی ادامهی سنت شفاهی در کسوت مکتوب است اما مستقل، و نشانهی بسیار مهم مستقل بودن نقالان از شاهنامهی فردوسی را در مطالب زیادی میداند که در سنت روایات شفاهی هست در حالی که در هیچ یک از ادبیات حماسی شناخته شده وجود ندارد.
در فصل چهارم که عنوان آن «کتاب شاهان، حماسهی پهلوانان» است و مولف در اینجا بر این باورست که این دو گانگی میتواند در قالب نوعی سنت داستانسرایی وجود داشته باشد، سنتی که باورهای مردم دربارهی شاهان را با باورهای پهلوانان به هم میآمیزد. در این فصل به تمایز این دو مقوله و روشنفکری پیرامون هر یک پرداخته میشود.
و فصل پنجم با عنوان «شاه و پهلوان» تا حدی ادامهی فصل گذشته است بر سازگاری مفهوم ایرانی «کتاب شاهان» با «حماسهی پهلوانان» تأکید میکند و تلفیق حکایات پادشاهان داستانهای پهوانان، بخصوص رستم، در عهد ساسانیان و حتی قبل از آنان، در زمان اشکانیان، را به سنتی ملی تعبیر مینماید و در ارائهی این استدلال، جزئیات بیشتری را از اساطیر یونان باستان دربارهی رابطهی بین اریستئوس به عنوان پادشاه و هرکول به عنوان پهلوان اضافه مینماید.
«رستم، پاسدار حکومت» موضوع فصل ششم است در این فصل از رستم به عنوان پاسدار حکومت یاد میکند و در بررسی موضوع رستم او را جزئی جدایی ناپذیر از خود مفهوم پادشاهی میداند که به تنهایی فتنه را دو میکند و در دفاع و تخت موظف به حمایت از پادشاهست حتی اگر شاه، او را برسد جمعیت و در حضور همگان سرد و بی آبرو کرده باشد. همانطور که خود نیز بر تاج بخشیاش اذعان میدارد:
منم گفت شیر اوژن و تاج بخش به درشد به خشماند آمد به رخش
فصل هفتم «موضوع پدری پیشرش و نارس در داستان رستم و سهراب»است در این فصل مولف بعد از گزارشی به اجمال از داستان رستم و سهراب، به داوری مینشیند. و معتقدست که رستم فقط کاری را که مجبور به انجام آن بود، کرد زیرا هر چه باشد او مدافع تاج و تخت ایرانیست و باید پیوسته متناسب با عنوان خود، تاج پخش، عمل کند، اگر چه شایستگی لازم جهت شاهی را داراست.
هشتمین فصل («دیوسکوریسم» بین پدر و پسر، سرمشقی برای اقتدار در شاهنامه) است.
است. واژهی دیوسکوریسم از نام یونانی Dioskouroi به معنی «فرزندان آسمان» گرفته شده و به دو قلوهای ملکوتی گفته میشود که در اساطیر و آیین یونانی به کاستر و پلی دیوکس معروفند. او نوعی مکمل بودن را در رفتار دوقلوها مییابد؛ اگر یکی تمایل به ستیزه جویی و جنب و جوش دارد، دیگر منفعل و کم تحرک است و در انی مبحث بر همین جنبهی پدر و پسر بحث شده است.
«بزم و رزم» به عنوان فصل پایانیست که مولف آنها را بهترین مناسبت برای شاعر و پهوان بر میشمرد در شاهنامه معمولاً پهلوانان شخصیتهایی هستند. جنگجو که به دو کار علاقهی خاص دارند: بزم و رزم.
بزم قالبی است برای بازگو کردن داستان ماجراجوییهای رزم آوران یعنی جنگیدنشان، و این قالب بهترین مناسبت است برای بیان اقتدار شاهانه از طریق قابلیتهای پهوانی و مهارتهای شاعرانه.
در سخن پایانی، مولف. تلاش فردوسی را تلاش شاعرانهای بر میشمرد که یک بار دیگر و بطور کامل حماسهی پهوانان را با کتاب شاهان در هم در آمیخته و وحدت هنرمندانة حاصل از این در آمیختن مدیون کهنترین سنتهای اساطیری است که بازگو میکنند چگونه یک پهلوان، فرد پادشاه ولی نعمت خود را نجات داده است.
(پایان شاعر و پهلوان)
بلور کلام فردوسی، رحیم رضازاده ملک، با همکاری دو انتشارات کلبه و فکر روز، سال 1378.
اثر حاضر بعد از یادداشتی کوتاه پیرامون فردوسی و سبب نظم شاهنامه و شرحی پیرامون دقیقی همراه با ابیلاقی از شاهنامه آغاز شده و به هفت موضوع در شاهنامه میپردازد.
دربخش اول با نظر به شاهنامه و پادشاهی جمشید و اقدامات و کارهای انجام گرفته درعصر او طبقات اجتماعی دوران ساسانیان را بر میشمرد که در عصر جمشید به چهار دستهی کاتوزیان (زاهدان و عابدان)، نسودیان سپس به نظر محققین و پژوهشگران مختلف که به این موضوع پرداختهاند و در جهت یافت ریشهی این واژگان کوشیدهاند میپردازد و در اینباره به گفتار محققینی چون: میرزا عبدالحسینخان بردسیری، پورداوود، معین، بهار را در کنار هم قرار داده و سپس تک تک دربارهی هر یک گفتگو مینماید.
در بخش دوم به موضوع «تأسیس نورور جمشیدی» میپردازد و ابیاتی را که فردوسی در آغاز داستانهای شاهنامه، در پا پادشاهی جمشید، شهریار پیشدادی، در جایی پس از برشمردن نهادها و کارهای او میسراید، میآورد. سپس این ابیات را که تعداد آنها 10 بیت بیشتر نبود در چاپهای گوناگون شاهنامههای مختلف مسکو، ژول مول، بروخیم، رمضانی و امیرکبیر بررسی میکند و تفاوتهای گوناگون واژگانی و کاستی و فزونی ابیات را مطرح مینماید و در پایان بخش، صورت صحیح و معقول ابیات را به توالی منطقی میآورد.
بخش سوم «چو اردیبهشت آفتاب از بره» است که مصرعی از بیتی است که ارجاسب در نامهای خطاب به گشتاسب مینویسد:
چو اردیبهشت آفتاب از بره همی تافتی بر جهان یکسره
مولف نظر پژوهشگران مختلف را در مورد اشکالی میآورد که به اذعان آنان در یان بیت وجود دارد به این منظور که این بیت، یک اشکال در تاریخ تألیطف منظومه ایجاد میکند. این بیت جزو گشتاسبنامهی دقیقی به حساب میآید و چنین مینمایاند که در زمان دقیقی و تاریخ نظم شاهنامهی او، ماه اردیبهشت در موقع بودن آفتاب در برج حمل میافتاد، در صورتی که در تاریخی که تألیف شاهنامه در آن حدس زده میشود اردیبهشت ماه از 7 شور تا 6 جوزا واقع میشد.
مولف نظزر پژوهشگرانی همچون سید حسن تقی زاده ذبیح الله بهروز، علی حصوری، منصور رستگار را میآورد که یکی از نظریات حسن زاده را نقل نمودیم.
موضوع بخش بعدی «سیمرغ و سیندخت» است. موازن بخش مولف ابتدا ماجرای دو سیمرغ در شاهنامه را مطرح مینماید. اولی سیمرغیست که اسفندیار با نیرنگ در خوان پنجم او را از پای در میآورد و دومی پروندهی زال و به دنیا آورندهی رستم، آموزندهی راه مرگ و موضع خطر پذیر اسفندیار به رستم است یعنی بخرد است و چارهگر و پزشک و با آدمیان سخن میگوید و این سیمرغ دوم بسیار عجیب و صاحب اعملای خارق العاده و موضوع اصلی بحث مولف در این بخش است.
«زن بارگی بهرام گور» موضوع بخش پنجم کتاب حاضر است و ماجرایی از بهرام گور و برخورد او با چوپانی در بیشه در هنگام تبخیر که در شاهنامه آمده، میآورد. از چوپان در مورد صاحب گوسفندان میپرسد و متوجه میشود که از آن صاحبی با مال و تکمیناند که دختری زیبا و نیز در خیلی خویش دارد. یکی از موکبیان بهرام نظر به شناختی که از بهرام داشته به همراهان در مورد حرکت به سوی صاحب گوسفندان و خواستگاری دخترش برای شاه را سخن میگوید و این سخن توسط مولف در 8 بیت از شاهنامه فردوسی نقل شده و سپس مولف به داوری و بحث پیرامون واژگان و ترتیب ابیات نشسته و در پایان بیتی را نیز از شمار ابیات، که اضافه به نظر میآمده، کاسته است.
بخشش ششم به «شمار ابیات شاهنامه» تعلق دارد که در آن تعداد ابیات شاهنامه را پس از تحلیل ابیات گوناگون در این زمینه 000/60 بیت برشمرده است
در بخش پایانی کتاب به بحث و بررسی پیرامون شکلهای گوناگون و معانی مختلف واژهی «کهبد» در کتب مختلف از جمله لغت فرس اسدی، صحاح الفرس، فرهنگ قواس، تحفه الاحباب، فرهنگ جعفری پرداخته است.
(پایان بلور کلام فردوسی)
1- این اثر با بخش پیرامون ورود اسلام به ایران و تأثیر آن و سنت پیغمبر و ائمه در جنبههای مخنلف از جمله ادبیات در پیشگفتار آغاز میگردد. نویسنده در مقدمه شاهنامه را کتابی میخواند که تأثیر تعلیمات ادیان الهی در آن گستردهای وسیع دارد و آنچه در این زمینه بیش از حد انتظار جلوهگری میکند، پیوند بسیار عمیق شاهنامه با مبانی اسلام و بهرهوری از «قرآن و حدیث» است و اعتقادات مذهبی فردوسی و آشنایی او باقر آن و منابع حدیث و علاقهاش به پیامبر اسلام و خاندان پاک آن حضرت را دلیل عمدهی این کار میشمرد.
2- برای دریافت وجوه تأثیر «قرآن و حدیث» برشاهنامه. ابتدا به موارد کلی تأثیر پذیری «ذهن و زبان فردوسی» از این دو مقوله اشاره میکند و پس از ذکر این کلمات، مصادیق جزئی نیز ارائه میگردد. و بدین منظور کتاب را به شش بهره «بخش» تقسیم مینماید. در بهرهی نخست با آوردن بیت: ستودن نداند کس او را چو هست میان بندگی را ببایدت پست به مسالهی توحید میپردازد و پس از آوردن درآمدی کوتاه در این مورد، به شواهد و ابیاتی از شاهنامه که در این بارهاند میپردازد و ذیل هر یک، آیه با حدیث مربوط را ذکر مینماید.
3- درآمد بخش دوم از ایمان راسخ فردوسی به اصل نبوت به طور عام و نبوت رسول اکرم بطور خاصی: با استناد به آیات قرآن کریم برگردامیداشت مقام شامخ «گزیدة آفرینش» تأکید خاصی دارد. و در این باره به همانند بخشی از داستان جمشید با زندگی حضرت سلیمان و فتنه گری یأجوج و مأجوم و نبرد ذوالفرنین به آنها اشاره دارد.
در ادامه به بیان اشعار دلالت کننده بر نبوت و متأخر از قرآن و حدیث اشاره مینماید.
4- در بهرهی سوم بحث امامت را با آوردن بیت:
منم بندهی اهل بیت بنی ستاد بندة خاک پای وصی
آغاز میکند. مهرورزی به خاندان پیامبر اکرم (ص) بویژه حضرت علی (ع) را از خصایص والا و بارز ایرانیان مسلمان میشمردند و فردوسی را در زمرهی شیفتگان اهل بیت (ع) میخواند و سپس با تفکیک مسائل گوناگون اشارهگر بدنی مضمون، به آوردن شواهد مربوط به آیات منظوره در این زمینه میپردازد.
5- بهرهی چهارم با:
یله کن ز چنگ این سپنجی سرای که پرمایهتر زین تو را هست جای
معاد و سرا دیگر را مطرح مینماید و درآمد مطرح میدارد که سخن برای توس پس از مرگ تک تک افراد برکرسی درسا اخلاق مینشیند و جوانب گوناگون ای «بزرگترین راز» را بررسی مینماید و به گوش جان مخاطب خویش میخواند که سرانجام هکه مرگ است. پس ابیات مرتبط با این مضمون را به همراه آیات و احادیث مورد نظر میآورد.
6- در بهرهوری پنجم که با بیت:
سخن شنو و بهترین یادگیر نگر تا کدام آیدت دلپذیر
نکات اخحلاقی تربیتی و اجتماعی در شاهنامه را که مرتبط با شواهد قرآنی و حدیث است بر میشمرد و در این زمینه به نکات برجستهای چون: شروع کار با نام خدا، سرنوشت، توکل، امید، صلهی رحم. نیکی، بخشش و … اشاره مینماید.
بهره ششم که با:
زمانی میاسای و آموختن اگر جان همی خواهی افروختن
آغاز میشود به بحث دانش و خرد میپردازد. «درآمد این بخش، یکی از دلایل مهم گرایش عمیق فردوسی به دانش و خرد را علاوه بر منابع ایرانی، آثار و منابع اسلامی بر میشمرد و بیان میدارد که جلوههای دانش گرایی و خردورزی فردوسی بر پایهی اندیشهی اسلامی او درخششی دل انگیز دارد. در ادامه نمونههایی که به وضوح ایبن نکته را روشن میسازد، ارائه مینماید.
در پایان به ارائهی فهرست آیات و احادیث و ابیات آمده در متن همچنین فهرست منابع میپردازد.
قرآن و حدیث در شاهنامهی فردوسی/ مجید دستنده / انتشارات مفتون همدانی/ چاپ اول 1378.
(پایان قرآن و حدیث در شاهنامه )
حماسهی ایران
یادمانی از فراسوی هزارهها
پژوهش و نگارش: جلیل دوستخواه
چاپ اول ویراست دوم پائیزه 1380 نشر آگه
این کتاب که شامل 28 گفتار و گفت و شنود پیرامون شاهنامه است دارای 4 بخش است. در بخش یکم که با عنوان پژوهشها و گفتارها ذکر شده است سیزده گفتار پیرامون شاهنامه آمده است که از جمله میتوان به آز و نیاز دو دیو گران فراز، پشتوانههای شهانامه: خواستگاهای دو گانه و دیدگاههای دو گونه، رهنمودی دیگر به افزودنی که چهرا بین در دیباچة شاهنامه، زمان و زندگی فردوسی و پیوندهای او با هم روزگارانش، مادر سیاوش، جستار در زمینهیابی یک اسطوره، نقد یا نفی شاهنامه؟ : تحلیلی انتقادی از یک برداشت و … نام برد. ما در اینجا به دلیل اینکه کتاب به صورت گفتارهای تفکیک شده تدوین شده است و به نوعی مجموعه مقالات است نمیتوانیم همة بخشها را خلاصه یا به آن اشاره کنیم تنها به ذکر چند نمونه اکتفا میشود:
نویسنده در گفتار آز و نیاز دو دیو کردن فراز با قلمی محکم و استوار و تا حدودی فارسی سره این دو دیو را که در سراسر شاهنامه فردوسی خودنمایی میکند و میگوید: «شاید از آن جا که آز در سامان اندیشگی و شالودهی اخلاقی ایرانی در برابر خرد جیا میگیرد و کاخ شاهنامه بر شالودة خرد بنیاد گذاشته شده است کارکرد تباه کننده و ویرانگر آز در ساختار حماسهی ایران تا این اندازه نقش کلیدی یافته باشد.»
نویسنده در ادامه به بررسی و تحلیل این بیت شاهنامه که در آغاز داستان رستم و سهراب آمده است میپردازد «همه تا در آز رفته فرار/ به کسی برنشته این در آز باز …
از دیگر گفتارهای زیبای این فصل میتوان به «رهنمودی دیگر به افزودگی چهار بیت و رویباچهی شاهنامه» اشاره کرد. در این بخش نویسنده چهار بیت دیباچه شاهنامه را ذکر میکند که:
… که خورشید بعد از رسولان مه نتابید بر کس ز بوبکر به
عمر کرد اسلام را آشکار بیار است گیتی چو باغ بهار
پس از هر دوان بود عثمان گزین خداوند شرم و خداوند دین
چهارم علی بود جفت بتول که او را به خوبی ستاید رسول
و بعد به نقل از دکتر جلال خالقی مطلق یادآور میشود که نظامی در آغاز شرفنامه خود به کنایه به مذعب فردوسی میگوید که:
گهر خر چهارمد و گوهر چهار فروشنده را با فضولی چه کار
به مهر علی گر چه محکم پیم ز عشق عمر نیز خالی نیم
و نتیجه میگیرد که: « با دقت در این امر که تاریخ رونویسی کهنترین دستنوشت شناختهی شاهنامه که بیتها چهارگانه را در دیباچهی خود دارد، یعنی دستنوشت نگاه داشته در موزهی فلورانس، سال 614 هـ . ق (سال احتمالی در گذشت نظامی است) میتوان به این برآیند رسید که بیتهای یاد کرده در دستنوشتهای پیش از آن تاریخ (که دستنوشت یا دستنوشتههای در دستریس نظامی نیز ناگزیر در شمار آنها بوده) نگاشته نشده بوده است و تاریخ احتمالی افزودن آنها بر دیباچه شاهنامه، کم و بیش همزمان با واپسین سالهای زندگی نظامی (یعنی دوسده پیش از خاموشی فردوسی) است و …
یکی دیگر از گفتارهای این فصل جوابی قاطع و تا حدودی کوبنده به سخنرانی احمد شاملو است که در دانشگاه برکلی کالیفرنیا در تاریخ 1369 ایراد شده است.
در خش دوم کتاب شامل بررسیها و نقدهاست، این بخش نیز شامل سیرده گفتار است.
که از مهمترین گفتارهای این بخش نیز میتوان به گفتار شاهنامه پژوهی: پایان هزارهی آشوب» نام برد که نقدی است بر کتاب سر چشمههای فردوسی شناسی دکتر محمد امین ریاحی.
در بخش سوم کتاب که عنوان گفت و شنودها را داراس، دو گفتگوی فرنگیس حبیبی و سعید قائم مقامی فراهانی با پژوهنده است.
بخش پایانی کتاب با عنوان « پیوستها» نیز شامل چندی نامه و نقد و جوابیه نقد از جلال فالقی مطالق، دکتر باقر پرهام، دکتر حمدیان و دکتر مصطفی رحیمی است.
(پایان هزارههای آشوب)
برومند، پورانداخت 1334-1
فرهنگ آرایههای ادبی (بیان) در شاه نامه فردوسی: شامل ترکیبها و عبارتهای کنایی، استعاری، مجازی، اغراق و … تهران، نشر دیگر، 1380.
این کتاب با پیشگفتار که 20 ص را در بر میگیرد آغاز میشود. در این بخش به نقش آفرینی فردوسی در فرهنگ زبان و ادب فارسی میپردازد و فردوسی را هنرمندی پرمایه میخواند که واژهها را چون موم در دست دارد، با قریحهی شاعرانه واژهها را نیک میآراید و با یکدیگر میآمیزد چنانکه گویی جان دارند و انسان را به همدلی و دریافت معنای خویش فرا میخوانند سپس بحثی کوتاه پیرامون آرایههای ادبی در شاهنامه فردوسی. یعنی استعاره، کنایه، استعارههای تمثیلی، مجاز، اسناد، اغراق، میآورد و در هر یک ابتدا سعی در تعریف و شناساندن موضوع نمود، و سپس جایگاه آن را در شاهنامهی فردوسی بیان مینماید.
ساز و نهاد پژوهش پژوهشگر چنانچه که خود در ادامهی پیشگفتار آورده استخراج و فیشبرداری از عبارات و ترکیبات اسمی و فعلی و آرایههای ادبی با از نسخهی چاپ مسکو آغاز گشته و برای هر ترکیب شاهد مثال شعری با ذکر مجله و صفحه م/ص و راستان مربوط به آن به ضرورت درک معنای نهفته آورده شده است. که البته در این راستا جهت دستیابی به مفهوم عبارات به فرهنگهای موجود از جمله دهخدا، معین، جهانگیری، عیاث الغات چراغ هدایت، مصطلحات الشعراء آنندراح، بهار عجم، برهان قاطع و … نیز راه جسته است.
ترتیب الفبایی عناوین ترکیبات با تکیه بر حروف آغازین ترکیبات اسمی و فعلی منظم گشته است.
پس از پیشگفتار، فرهنگ آرایهها که قسمت اعظم و اصلی کتاب است آغاز میشود. در این قسمت به زعم مولف به استعاره کنایه، مجاز، … و به عبارتی صرفنظر از عنصر تشبیه به بیان پرداخته شده است. اما مولف نه تنها در این زمینه که اصل کار او را شامل میگردد هیچگونه مرزبندی و تفکیک خاصی قائل نشده و از شروع این بحث بر اساس ترتیب الفبایی تا پایان بحث به معنا نمودن ترکیبات دشوار که عمدتاً کنایه میباشند، پرداخته است البته ناگفته نماند که چون حقیر شاهنامه را بطور کامل نخواندهام نمیتوانستم در مورد کلیت کار مولف در این بخش داوری نمایم اما در مورد بخشهایی چون داستان سیاوش، رستم و سهراب و رستم و اسفدیار. در زمینهی گفته شده نسبتاً موفق ظاهر شده است بخش پایانی کتاب نیز کتابنامه است که بیش از عنوان کتاب را معرفی نموده است.
(پایان فرهنگ آرایههای شاهنامه)
فردوسی «رمان تاریخی»، ساتم الغ زاده، چاپ اول، 1378، انتشارات سروش
آنچه در این کتاب آمده بخشی از رخدادهای زندگی فردوسی، استاد فرزانهی توس است و بخش عمدهی آن پرواز خیال نویسنده در فضای اجتماعی فرهنگی هزار سال پیش ایران زمین. بنجرهایست که در قاب آن میتوان در دیار فرهنگ و تمدن ایرانی سپر کرد و سیمای بیش از هزار سال تاریخ و سرگذشت را در آینة آن دید. الغ زاده، نویسندهی تاجیکی که عضو پیوستهی فرهنگستان علوم تاجیکستان بود پژوهشهایی پیرامون زندگی و حیات اجتماعی بزرگان فرهنگ ایرانی چون ناصر خسرو، ابن سینا، رودکی و فردوسی انجام داده است. اثر حار در برخی موارد رنگ نمایشنامه فیلمنامه به خود میگیرد (از جمله بحث اول آن: خانواده ده نشین). و این میتواند به دلیل شم نمایشنامه و فیلمنامه نویسی مؤلف باشد.
مقاله تصویرگری یا تصویرسازی
در اکثر زبانهای غربی مصور کردن را illustration می گویند که به زبان ما، می توان آن را تصویرگری و تصویرسازی و هنرمندش را تصویرگر نامید. کار تصویرگری عبارت از تجسم تصویری یک موضوع برای نمایش بهتر فضای مطلب و در نهایت درک بهتر آن است. تصویرسازی و مصورکردن تنها با ابزار طراحی و نقاشی انجام نمی گیرد؛ بلکه امروزه طراحان و تصویرگران از هر طریقی و از امکانات بیانی هر هنر تصویری دیگری برای به تصویرکشاندن موضوع، استفاده می کنند از عکاسی ، از مجسمه سازی، نقاشی ، خوشنویسی ، حکاکی ، سینما و … بهره جوئی می کنند زیرا در واقع بیان اجرائی فقط گاهی مرزهای ظریفی را در بیان آنها ایجاد می کند. در واقع می توان گفت که این جزئیات بیانی بسان گویش های مختلف یک زبان عمل می کنند و در اساس چیزی با دیگری متفاوت نیست.
عنوان : مقاله تصویرگری یا تصویرسازی
این فایل یا فرمت ورد و آماده پرینت می باشد
فهرست مطالب
مقدمه ۳
به طور کلی ارزش هر کار به دوگونه سنجیده می شود ۷
تعریف گرافیک ۱۵
نقطه مشترک مسلم «گرافیک » و «مصورسازی» ۱۸
تصویرگری ۲۱
«نمایش اشکال بر روی صفحه مستوی» – فرهنگ معین ۲۶
قطع بندی یا انتخاب اندازه اثر ۲۷
مقدمه
در گذشته «مصورکردن» محدوده مشخصی نداشت و تخصص در آن دارای ویژگی معینی نبود. هر کس که دستی به قلم مو داشت می توانست مصور یا تصویرگر باشد و هر هنرمندی مدعی تصویرگری هم بود. طراحان ، حکاکان، نقاشان و مجسمه سازان و غیره ،کارشان را مصور کردن و تصویرگری می دانستند، زیرا که می پنداشتند اثرشان را براساس تصویرکردن موضوعی به وجود می آورند. در گذشته هنر گرافیک هم مفهوم و محدوده خاصی نداشت. در غرب، طراحی، نقش اندازی، حکاکی و رسامی فعالیتهائی بود که گرافیک هم نامیده می شد و در واقع گرافیک بخش کوچکی از هنر نقاشی بود. اما بعدها رشد و وسعت تخصص ها در این تقسیم بندیها تغییرات فوق العاده ای را بوجود آورد و هر کدام از آن فعالیتهای جنبی کوچک گذشته، خود مرکز و محور کوشش های خلاقه هنرمندان زیادی شدند. مثلا هنر مصورکردن و تصویرگری برای خود شعبه تخصصی مهمی شد و در خود تقسیمات و تخصص های متعددی را بوجود آورد.
استفاده از این همه امکانات گوناگون در تصویرگری نتیجتاً سبب تعدد و گوناگونی تخصص ها و روش ها در این هنر شده است و روز به روز نیز بر این انشعابات افزوده می شود و منجر به پیدایش دیدگاهها و شگردهای بدیع و نوظهور می گردد.
بنابراین وقتی به خیل تصویرگران نگاه شود با وجود تنوع بی حد تخصص ها و شیوه ها ، اما همه آنها را می توان در حیط تصویرگری و تصویرسازی دید.
جمعی از آنها به کار تصویرسازی برای «کتاب» مشغولند و کتابها از کتب مربوط به کودکان شروع شده و به کتب همه سنین خوانندگان و همه تنوع موضوعات مورد نظر آنها چون : انواع ادبیات ، هنر،علوم ،فنون و … ختم می شود که باز می توان همه این گوناگونی کتب را به دو شیوه تصویرگری یعنی تزئین کتب و یا تصویرسازی برای متن آنها تقسیم کرد و هر یک از این دو شعبه محتاج تخصص و تجربه ای ویژه است.
شاید به ظاهر تصویرسازی برای متن از اهمیت بیشتری برخوردار باشد. اما می دانیم در هنر تصویرسازی سنتی ما، حاشیه سازی یعنی تذهیب و تشعیرسازی ،جائی بسیار والا و ارجمند دارد و هنرمندان برجسته ای به این کار و سایر فنون دیگر مربوط به آن پرداخته و آثاری نفیس و بی بدیل به جای نهاده اند.
با کمی دقت به موضوعات متنوع تصویرگری که شاید شام لدهها رشته و مطلب جداگانه باشد می توان تا حدودی به اهمیت و لزوم تنوع شیوه بیان آنها پی برد که مثلاً تفاوت در زیمنه تصویرسازی برای متن یک کتاب پزشکی با تصویرهای فنی یک کتاب مکانیک و تصاویر یک کتاب تاریخی ،یک کتاب جغرافیا، یک کتاب سیاحتنامه ،یک اثر ادبی ، یک کتاب آموزشی دوران تعلیمات مدرسه ای ،یک جزوه ورزشی ، عکاسی ،مد و لباس، یک قصه زیبا و لطیف کودکانه ،مجموعه اشعار ووو… چه اندازه باید تفاوت داشته باشد.
در زمینه مصور کردن همین مطالب گوناگون وقتی به حیطه روزنامه نگاری وارد شویم، باز فضا و روال کار فرق می کند و همان تفاوتی را پیدا می کند که در شیوه و سطح توقع نوشتن مطالب برای کتاب و برای مقالات نشریات معمول وجود دارد.
به همان ترتیبی که نویسنده ای مقاله یا مطلبی را با سطح و توقع خاصی برای روزنامه یا مجله تهیه می کند،تصویرگری این مطالب هم همان شأن و لجن موضوع را به خود می گیرد؛ و وقتی ملاحظه کنیم که حتی شیوه و روال هر نشریه نیز به جای خود در کیفیت نگارش آن مطالب تأثیر می گذارد، طبیعی است که بر شیوه طراحی و تصویرسازی آن هم تأثیربگذارد. به این معنی که مصورکردن یک نشریه روزانه با یک نشریه هفتگی تفاوت دارد و اگر هر کدام از این نشریات مدعی راه و رسم خاصی نیز باشند، باز این تفاوت ،دگرگونی های دیگری را هم به خود می گیرد و اگر دوباره گوناگونی های موضوعی نشریات را در نظر آوریم می بینیم که مثلا یک نشریه روزانه سیاسی، یک نشریه هفتگی ورزشی ، یک مجله ادبی ، یک گاهنامه هنری ، یک جزوه حقوقی یا اقتصادی ، اجتماعی ، یا مطلبی مخصوص جوانان ، کودکان ،دانشگاهیان ووو … آن چنان لحن ها و شخصیت های متفاوتی دارند که همانطور که نمی توان آنها را با یک قلم و شیوه نوشت نباید با یک قلم هم مصور نمود.
علاوه بر موضوعاتی که تاکنون شمرده و معرفی شد، موضوعات بیشمار دیگری نیز هستند که برای خواستها و مصارف متعدد اقشار و اهداف بیشماری منتشر می شوند مانند انواع اعلان ها و پوسترها،انواع پوشش ها و روی جلدها ،انواع جزوات و بروشورها و کاتالوگ ها ،انواع برنامه های تلویزیونی ، تابلوهای راهنمائی اماکن و کسبه و ادارات تمبرها و بسته بندی ها ووو… که هر یک شیوه و لحن و اجرای خاص و مناسب خود را دارند و لاجرم باید در محدوده پهناور تصویرگری انواع هنرمندان تصویرگر با تخصص ها ، شیوه ها و قلم های ویژه و هنرمندانه ای وجود داشته باشند که البته چنین کثرت تخصص و تنوع متخصص در سایر کشورهای پیشرفته وجود دارد و امری غریب و عجیب نیست فقط متأسفانه چنین طیف گسترده ای از توانائی ها در کشور ما وجود ندارد و دلایل آن ناشی از کمبود آگاهی فنی دوطرف حرفه تصویرگری که ناشر و تصویرگراست می باشد. وقتی تقاضای روشن و یا روشنگرای وجود نداشته باشد طبیعتاً جواب درست و دقیقی نیز به دنبال ندارد و سطح کار کم و بیش در همان حوالی احتیاجات عمومی و قدیمی باقی می ماند. اما این ماندگاری و درجازدن ، عیب بزرگی است که ناشی از عدم کوشش و هوشیاری طراحان و مصوران می باشد. وقتی در حیطه کار حد دید و نگرش، محدود و کوتاه باشد، وظیفه طراحان است که با آشنایی و تسلط و اشرافی که به حرفه خود دارند،باید چشم اندازهای گوناگون کار خود را به خوبی مطرح و معرفی کنند و باعث آموزش آنها شده و در نتیجه سبب ایجادگستردگی بازار کار گردند و از این طریق نه تنها به سفارش دهنده کمک مؤثری در شناخت امکانات می شود بلکه فضای کار و حرفه نیز مطلوبتر شده و زمینه های بیشتر و مناسبتری برای بروز خلاقیت ها بوجود می آید. اما کار خوب و با ارزش را چگونه باید تشخیص داد و ارزیابی کرد.
به طور کلی ارزش هر کار به دوگونه سنجیده می شود:
اول ارزش توانائی تصویرگر در انتقال برداشتهای حسی درست و هنرمندانه اش از موضوع است. میزان درستی برداشت تصویرگر بستگی به میزان خلوص بیان او دارد که خود متکی به عوامل گوناگونی از جمله تجربه و مهارت و از همه مهمتر دل سپردگی کامل به کار و شفافیت روح او است خلوص بیان به کار، حالتی سهل از جهت درک و پذیرش آن بوسیله بیننده و ممتنع از جهت ایجاز و استحکام اجرائی آن می دهد. رسیدن به خلوص ،تمرینی پیگیر و موشکافانه می خواهد. باید همیشه نگاهی جستجوگر داشت و دائم همه دریافت ها را محک زد و هر محکی را با محکی دیگر اندازه زد تجربه را با تجربه ای دیگر ،تجربه را با حس و حس را با تجربه و حس را با واقعیت که تا بالاخره و به تدریج و آرام و آرام نگاه و فکر، ظریف شوند و خیره گردند و خیرگی را نیز باید مرتب محک زد و آزمایش کرد و صیقل داد چرا که زود کدر می شود و می پوسد.
نداشتن تمرین کافی و عدم پیگیری در این روش، درجات و حالات متفاوتی را در تصویرگران و کارایشان به وجود می آورد و ارزشهای گوناگون آنها را سبب می شود و برعکس پیگیری مدام و یکدست و کامل بودن این ممارست باعث بی همتائی تصویرگر و ماندنی شدن اثر او می گردد.
دومین ارزش هر کار، مهارت اجرائی اثر است و قدرت اجرائی کار یک تصویرگر موضوعی است که کم و بیش همه با آن آشنا هستند چرا که نتیجه ای عینی و بارز دارد. به آسانی مهارت اجرائی قابل تشخیص و تعیین است. در مهارت اجرائی نیز خلوص و شفافیت روح و شخصیت تصویرگر لازم است اما محدوده آن با وسعت مورد نیاز طراحی و خلاقیت در تصویرگر طراح تفاوت دارد.
زیرا در اجرا بیشتر تمرین مدام دست و چشم نقش دارد که اصطلاحاً به آن نرمی و یا خشکی دست می گویند اما درک و دیدن درست فرمها و رنگها و جنسیت مناسب آنها و انتقال درستشان بر صفحه کار، احتیاج به میزانی از خلوص و شفافیت دارد تا رابطه درست بین دید ودست و روح را بوجود آورد.
گروه تصویرگران اجراگر با گروه تصویرگران طراح تفاوتی حرفه ای دارند و تقسیم و جدائی این دو دسته بستگی به روحیه و شخصیت افراد این گروهها دارد و انتخاب روش شغلی ایشان انتخابی شخصی است که بعداً به صورت تخصصی در می آید مانند انتخاب انواع مشاغل توسط افراد مشابه.
تصویرگران اجراگر را در تقسیمات هنر گرافیک و تصویرگری ،«رسام» و «اجراگر» و در اصطلاح فرنگی حرفه Artist می نامند. لذا در شناسنامه آثار تصویرگری اسامی افراد متعددی چون تصویرگر یا ایلوستراتور و اجراگر یا آرتیست دیده می شود و گاه نام مدیر هنری هم به آنها اضافه می شود و مدیران هنری کسانی هستند که خط و فضای اصلی شیوه ، تکنیک و «ایده» را ارائه می کنند و مدیریت هنری شغلی است که هنوز در ایران حضور وجود درست و دقیقی پیدا نکرده است. اما اجراگران کسانی هستند که مهارتی استادانه در ساخت و ساز کار و اثر دارند و در طراحی و ترکیب عوامل اثر دخالتی نمی کنند. طرح را از طراح یا مصور دریافت کرده و به اجراءدقیق و ماهرانه آن می پردازند. اجراگران هر یک سبک و شیوه خاصی در قلم زدن و ساخت و ساز دارند و همانطور که گفته شد ارزیابی کارشان براساس میزان مهارت و استادی آنها در اجرای تصویر است و تصویرگران طراح هم کسانی نیستند که از توان و مهارت اجرائی بی نصیب باشند. بلکه ایشان به طور طبیعی طرح و اجرا را توأماً و شخصاً انجام می دهند اما امروزه به دلیل تقسیم و تعدد تخصص ها و دقیق بودن مرزتوانائی ها ، قسمتهای مختلف آن را اغلب به مسئولیت های دقیق گوناگون سپرده و اجرا می شود.
خلاقیت د طراحی و مهارت در اجرا، هر چند که اساس کار و حرفه است اما نکات دیگری را نیز باید برای انجام تصویرسازی در نظر داشت که عبارتند از:
1- هم سلیقگی تصویرگر و نویسنده
2- انتخاب بیان و چهارچوب ترکیب و تکنیکی سنجیده در ارتباط با ترکیب و تکنیک موضوع
3- مطالعه و بررسی تجربیات همکاران
هریک از نکات فوق بحث و بخشی مستقل به خود دارد اما در واقع در مجموعةمسائلی است که یک تصویرگرباید به آن توجه کامل داشته باشد.
هم سلیقگی تصویرگر و نویسنده به مقدار زیادی راه را برای بوجود آوردن یک اثر خوب هموار می کند زیرا به دلیل همین هماهنگی اولیه، تصویرگر با مقدار زیادی از خواستهای نوشته نشده نویسنده آشنا است و در واقع درک فضا خود به خود از این طریق حاصل می شود و به بیننده هم به خوبی منتقل می گردد.
اهمیت اثر تنها در منعکس کردن تصویری محتوی نوشته نیست. تصویر خوب باعث ایجاد باور بیشتر و درک بهتر مطلب می شود و سبب می گردد تا خواننده ، انرژی ، انگیزه و شوق زیادتری برای ادامه مطالعه پیدا کند و نهایتاً و به طور غیر مستقیم آموزش بصری ببیند و به طور طبیعی فرهنگ او گسترش پیدا کند. در کشور ما معمولاً به این مهم توجه نمی شود و علت آن از یک طرف کمبود طراح و تصویرگر متخصص و قابل در زمینه های بسیار تنوع حرفه است و از طرف دیگر نبودن نوعی بینش و سیاست انتشاراتی که سبب می شود کار در مسیری درست و حرفه ای انجام نگیرد و هر تصویرگری مجبور شود که کار مورد سفارش را به هر ترتیب انجام و پایان دهد.
در چنین شرایطی تصویرگران موجود باید هر سفارش را به مانند مسئله و مشکل جدیدی برای خود مطرح کنند و برای آن راه حل مناسبی پیدا کنند.
در درون نکته بالا، نکته دوم نیز مستتر است که عبارت اس انتخاب بیان و چهارچوب تکنیکی سنجیده ، برای اجرای امر است و این امریست لازم و ناگزیر ، زیرا هر موضوعی لحن و بیان خاص خود را دارد و برای بازگویی آن به زبان تصویر باید لحن و بیان مناسب آن پیدا و استفاده کرد.
در این مورد دو موقعیت خاص وجود دارد. یا سفارش دهنده براساس اطلاعات و شناسائی های قبلی ، تصویرگری را که از جهت دید و سلیقه با موضوع مورد سفارش هماهنگی دارد انتخاب و کار را به او واگذار می کند و یا برعکس تصویرگر هنرمندی را بر می گزیند که علیرغم عدم هماهنگی و هم سوئی شیوه بیان و تکنیک او با نوشته، صرفاً بخاطر بوجود آوردن اثری با برداشت و دیدگاهی دیگر، کار را به او می سپارد.
در این صورت چنانچه اثر تصویری ،در جای خود اثری هنرمندانه و با دیدگاهی تازه و بدیع باشد خود می تواند روشی شگفت و جالب و در نهایت نتیجه ای زیبا و هنرمندانه داشته باشد اما آنچه را که تصویرگر نباید مطلقاً انجام دهد، دنباله روی و ترجمه تصویری لغت به لغت موضوع است و همیشه باید به یاد داشته باشد که با کارش ابعاد تازه ای به موضوع مورد سفارش اضافه کند.
جزوه آموزشی نرم افزار سهام همکاران سیستم راهنمای کاربری نسخه 2.7
جزوه آموزشی نرم افزار سهام همکاران سیستم راهنمای کاربری نسخه 2.7
تعداد کل صفحات 94
فایل جزوه آموزشی PDF
حجم فایل 1.17MB
جزوه آموزشی نرم افزار سهام همکاران سیستم راهنمای کاربری نسخه 2.7
تعداد کل صفحات 94
فایل جزوه آموزشی PDF
حجم فایل 1.17MB
فصل اول : آشنایی با سیستم سهام
فصل دوم : اطلاعات پایه
فصل سوم : مجامع
فصل چهارم : آشنایی با استقرار سیستم سهام
فصل پنجم : سهامداران
فصل ششم : نقل و انتقالات
فصل هفتم : اطلاعات برگ سهم
فصل هشتم : آشنایی با تبادل اطلاعات بورس
فصل نهم : آشنایی با فرمول های محاسباتی
فصل دهم : آشنایی با محاسبات
فصل یازدهم : آشنایی با افزایش سرمایه
فصل دوازدهم : آشنایی با دریافت و پرداخت
فصل سیزدهم : آشنایی با گزارشات
دانلود کامل جزوه آموزشی نرم افزار سهام همکاران سیستم راهنمای کاربری نسخه 2.7
جزوه آموزشی نرم افزار تدارکات همکاران سیستم راهنمای کاربری نسخه 2.7
جزوه آموزشی نرم افزار تدارکات همکاران سیستم راهنمای کاربری نسخه 2.7
تعداد کل صفحات 207
فایل جزوه آموزشی PDF
حجم فایل 4.55MB
جزوه آموزشی نرم افزار تدارکات همکاران سیستم راهنمای کاربری نسخه 2.7
تعداد کل صفحات 207
فایل جزوه آموزشی PDF
حجم فایل 4.55MB
فصل اول : آشنایی با سیستم تدارکات داخلی
فصل دوم : اطلاعات پایه
فصل سوم : آشنایی با عملیات جاری سیستم تدارکات داخلی
فصل چهارم : گزارشات سیستم تدارکات داخلی
دانلود کامل جزوه آموزشی نرم افزار تدارکات همکاران سیستم راهنمای کاربری نسخه 2.7